امروز: 1405/4/19 July, 22:6:34 | بعد از ظهر

قـم نـما

پایگاه خبری تحلیلی

  • کد خبر : 48253
  • انتشار : 1405/4/19 14:23:59
  • دسته خبری : گفت و گو
به گزارش قم نما

بازخوانی سیر شکل‌گیری اندیشه و شخصیت انقلابی رهبر شهید

بازخوانی سیر شکل‌گیری اندیشه و شخصیت انقلابی رهبر شهید

شناخت و تبیین شخصیت جامع‌الاطراف و کم‌نظیر رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)، از ضرورت‌های مهم زمانه ما به شمار می‌آید. شخصیتی که در چهار دهه گذشته، در عرصه‌های گوناگون دینی، فکری، فرهنگی، سیاسی و راهبردی نقش تعیین‌کننده‌ای در هدایت انقلاب اسلامی و شکل‌دهی به گفتمان‌های اصلی آن، داشته است.

به گزارش قم نما به نقل از آستان نیوز، در شرایط کنونی و به‌ویژه در مقطع حساس «جنگ تحمیلی سوم»،بیش از هر زمان دیگری نیاز است که نسل جوان با ابعاد مختلف اندیشه، دیدگاه‌ها و منظومه فکری این یگانه دوران آشنا شود؛ منظومه‌ای که در طول سال‌های گذشته، جهت‌گیری‌های کلان انقلاب اسلامی و مسیر مقاومت، پیشرفت و هویت‌سازی تمدنی را تبیین کرده است. گفت‌وگوی پیش‌رو تلاشی است برای واکاوی بخشی از این میراث فکری و تربیتی، از عوامل شکل‌گیری شخصیت انقلابی ایشان تا مبانی نظری و سبک رهبری در مواجهه با چالش‌های ملی و بین‌المللی.

در این گفت‌وگو، حجت الاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، سندپژوه ومسئول تدوین و نشر مرکز اسناد آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه(س) به بررسی ابعاد شخصیت فکری و انقلابی امام شهید انقلاب اسلامی، از دوران نوجوانی و جوانی تا مبانی نظریه ولایت فقیه و سبک رهبری ایشان، پرداخته است.

از منظر شما، چه عواملی در دوران نوجوانی و جوانی رهبر شهید انقلاب، بیشترین تأثیر را در شکل‌گیری شخصیت فکری و انقلابی ایشان داشته است؟

در بررسی شکل‌گیری شخصیت فکری و انقلابی حضرت امام خامنه‌ای شهید، سه عامل اساسی برجسته دیده می‌شود: خانواده، محیط اجتماعی و مسیر علمی. از نظر خانوادگی، ایشان در یک خانواده روحانی، ساده‌زیست و متدین در مشهد متولد شدند. پدر ایشان، مرحوم آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای، از علمای پارسا و اهل زهد بود و طبیعتا فضای خانه آکنده از تقوا، علم و پایبندی به ارزش‌های دینی بود. این محیط خانوادگی نقش مهمی در شکل‌گیری روحیه معنوی، قناعت و مسئولیت‌پذیری در ایشان داشت.

البته «پدر» و «مادر» دو رکن اساسی در حیات تربیتی رهبر شهید انقلاب وجود دارد که آن بزرگوار با ظرافت و قدرشناسی از آن‌ها یاد می‌کنند: مادرشان بانو «خدیجه میردامادی»، نقشی محوری در پیوند دادن روح ایشان با معنویت و هنر داشتند. رهبر انقلاب در توصیف مادرگرامی می‌فرمایند: «مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتاب‌خوان، مأنوس با قرآن و مأنوس با شعر و دعا بود… ایشان با ما هم‌نشین می‌شد و برای ما از محفوظات خودش شعر می‌خواند. تمام شعرهای حافظ را می‌دانست، شعرهای زیادی از شاعران دیگر می‌دانست. ایشان با قرآن خیلی مأنوس بود و صدایش هم در تلاوت قرآن خیلی خوب بود.» این انس با ادبیات و قرآن در آغوش مادر، بذرهای نگاه لطیف هنری و بلاغت بیانی را در جان ایشان نشاند.

دیگری، مربوط به هجرت معکوس ایشان از قم به مشهد و برای خدمت به پدر است، که یک نقطه عطف زندگی محسوب می شود؛ یکی از زیباترین و آموزنده‌ترین فرازهای زندگی ایشان، ماجرای ترک حوزه قم و بازگشت به حوزه مشهد به خاطر مراقبت از پدر بزرگوارشان است. در سال ۱۳۴۳، زمانی که ایشان در اوج نشاط علمی در حوزه علمیه قم بودند، پدرشان به بیماری آب‌مروارید و نابینایی مبتلا شدند. ایشان بین دوراهیِ ماندن در قم و بهره مندی بیشتر از محضر امام خمینی و بازگشت به مشهد برای پرستاری و خدمت پدر روبرو شدند. ایشان در این باره می‌فرمایند: «به مشهد رفتم و دیدم پدرم واقعاً احتیاج به کمک دارد…با خودم کلنجار رفتم و بالاخره تصمیم گرفتم که از قم دست بکشم و به مشهد بیایم تا در کنار پدرم باشم و خدمتگزار او باشم. در آن زمان برخی رفقا و اساتید می‌گفتند چرا این کار را می‌کنی؟ اگر بمانی فلان و چنان می‌شوی… اما من پاسخ دادم: اگر خدا بخواهد دنیا و آخرت مرا درست کند، در همین خدمت به پدر هم می‌تواند درست کند.» و سپس این جمله تاریخی و الهام‌بخش را بیان می‌کنند که مستقیماً به پرسش شما پاسخ می‌دهد: «اگر بنده در زندگی چیزی داشته باشم، اعتقادم این است که آن امتیاز ناشی از همان برّی (نیکی) است که به پدرم، بلکه به هر دو والدینم انجام داده‌ام.» این فداکاری و ایثارِ آینده علمی در راه وظیفه اخلاقی، نه تنها مانع پیشرفت ایشان نشد، بلکه به تعبیر خودشان، کلید تمام توفیقات بعدی در عرصه رهبری و هدایت جامعه شد.

عامل دوم، مسیر تحصیلی و استادان برجسته‌ای بود که در حوزه‌های مشهد و قم با آنان ارتباط داشتند. آشنایی با اندیشه‌های امام خمینی و شاگردی در فضای فکری حوزه قم، در کنار مطالعه گسترده در حوزه‌های مختلف فکری، ادبی و تاریخی، موجب شد شخصیت ایشان تنها در چارچوب آموزش سنتی حوزه باقی نماند، بلکه با مسائل اجتماعی و سیاسی جهان اسلام نیز پیوند بخورد. مجموعه این عوامل، روحیه مسئولیت اجتماعی و نگاه تمدنی به اسلام را در ایشان تقویت کرد.

عامل سوم،محیط اجتماعی و سیاسی مشهد در آن دوران بود. مشهد علاوه بر جایگاه مذهبی،در دهه‌های پیش از انقلاب یکی از کانون‌های فعالیت‌های مذهبی و مبارزاتی محسوب می‌شد.

حضور در فضای حوزه علمیه مشهد و ارتباط با روحانیان و فعالان مذهبی مبارز، زمینه آشنایی ایشان با جریان‌های فکری و سیاسی معاصر را فراهم کرد. امام شهید انقلاب بارها از شهید سید مجتبی نواب صفوی به عنوان یکی از نخستین جرقه‌های بیداری انقلابی خود یاد کرده‌اند.

آشنایی ایشان با نواب صفوی به سال‌های نوجوانی در مشهد بازمی‌گردد؛ زمانی که نواب برای سخنرانی به این شهر آمد. ایشان در بیان آن خاطره می‌فرمایند: «مرحوم نواب صفوی آمد مشهد و در مدرسه سلیمان‌خان سخنرانی کرد… من آنجا رفتم و سخنرانی او را شنیدم. به قدری این سخنرانی در من اثر گذاشت که اصلاً می‌توانم بگویم جرقه‌های انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد.»

بیان پرشور، صراحت لهجه و روحیه ظلم‌ستیزی نواب صفوی، در ذهن نوجوانی که در فضای دین و علم رشد یافته بود، افق تازه‌ای گشود؛ افقی که دین را نه صرفاً در قالب درس و عبادت فردی، بلکه در قامت مبارزه با ظلم و تلاش برای برپایی حکومت اسلامی می‌دید. این تأثیر، نخستین پیوند جدی میان ایمان دینی و کنش سیاسی در ذهن ایشان بود.

اگر نواب صفوی جرقه‌ای در جان ایشان افکند، اما امام خمینی مسیر آن شعله را جهت داد و به یک حرکت و روحیه انقلابی مستمر تبدیل کرد. آشنایی نزدیک‌تر با اندیشه‌های امام در دوران تحصیل در قم و سپس در جریان نهضت ۱۵ خرداد، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری هویت و شخصیت مبارزاتی ایشان داشت.

رهبر شهید انقلاب درباره تأثیر شخصیت امام خمینی می‌فرمایند: «امام یک مرد بی‌نظیر بود… ما مجذوب شخصیت امام شدیم؛ هم از جهت علمی، هم از جهت تقوا، هم از جهت شجاعت و صراحت در بیان حق.» نمونه روشن این تأثیرپذیری را می‌توان در حضور فعال ایشان در نهضت اسلامی دهه‌های چهل و پنجاه دید؛ از جمله سخنرانی‌ها و فعالیت‌های روشنگرانه در مشهد و دیگر شهرها، که به بازداشت و تبعید ایشان انجامید. ایشان همانند استاد خویش، مبارزه را مبتنی بر ایمان، صراحت در برابر طاغوت و اتکای به مردم می‌دانستند و این الگو را در سراسر دوران مبارزات انقلابی دنبال کردند.

با توجه به تحولات جهانی کنونی، مهم‌ترین درس‌هایی که از سیره و اندیشه ایشان می‌توان برای آینده گرفت، چیست؟

در میان درس‌های متعدد سیره و اندیشه شهید امام خامنه‌ای، چند محور بیش از همه قابل توجه است. نخست، استقلال فکری و سیاسی است. در اندیشه ایشان، حفظ استقلال کشور و امت اسلامی از سلطه قدرت‌های بزرگ، یک اصل بنیادین است. این اصل در سیاست خارجی، اقتصاد و حتی عرصه فرهنگ معنا پیدا می‌کند. دوم، ترکیب معنویت و عقلانیت در مدیریت اجتماعی است. در نگاه ایشان، پیشرفت مادی بدون پشتوانه اخلاق و معنویت پایدار نخواهد بود. بنابراین، الگوی پیشرفت باید بر پایه ارزش‌های دینی و انسانی شکل بگیرد. سوم، توجه به مسئله امت اسلامی و هویت تمدنی اسلام است. ایشان همواره بر ضرورت احیای اعتماد به نفس در جهان اسلام و حرکت به سمت شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی تأکید کرده‌اند. این نگاه، فراتر از مرزهای ملی، به آینده جهان اسلام می‌نگرد.

بیانیه گام دوم انقلاب، درواقع وصیت بی نظیر و میراث ماندگار امام شهید، در همین زمینه راهبردی است. چهارم، نقش مردم در پایداری نظام‌ اسلامی است. در اندیشه ایشان، مشارکت مردم، آگاهی عمومی و پیوند میان حاکمیت و جامعه از عوامل اساسی پایداری هر نظام سیاسی است. حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی در پیام اخیر تکیه بر نیروی مردم را هنر رهبران انقلاب دانستند و اینگونه فرمودند: «از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه عرصه‌ها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور و جمهوریت را فعلیت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود دیده شد»

مبانی نظری ولایت فقیه در اندیشه آیت‌الله سید علی خامنه‌ای حسینی را چگونه تحلیل می‌کنید؟

در اندیشه رهبر شهید انقلاب، ولایت فقیه در امتداد نظریه‌ای قرار می‌گیرد که ریشه آن در مبانی قرآنی و فقه شیعه و به‌ویژه در تبیین امام خمینی از حکومت اسلامی است. از نظر فقهی، مبنای ولایت فقیه این است که در عصر غیبت امام معصوم، اداره جامعه اسلامی نمی‌تواند بدون ساختار مشروع و مبتنی بر شریعت باقی بماند. بنابراین فقیهی که دارای شرایطی همچون عدالت، فقاهت، تدبیر و آگاهی از مسائل زمان باشد، مسئولیت هدایت و مدیریت کلان جامعه را بر عهده می‌گیرد.

در تبیین امام خامنه‌ای شهید، ولایت فقیه صرفاً یک مقام فردی یا شخصی نیست، بلکه جایگاه و نقش هدایت‌گر در ساختار نظام اسلامی است. این ولایت از سوی خداوند مشروعیت می یابد و در چارچوب قانون اساسی و با اتکا به رأی و حضور مردم،مقبولیت و تحقق می‌یابد. به همین دلیل، ایشان بارها بر پیوند میان «اسلامیت» و «جمهوریت» نظام تأکید کرده‌اند. از این منظر، ولایت فقیه را می‌توان نوعی رهبری دینی و سیاسی برای حفظ جهت‌گیری اسلامی جامعه دانست؛ رهبری‌ای که وظیفه اصلی آن صیانت از ارزش‌های انقلاب، هدایت کلان نظام و جلوگیری از انحراف در مسیر انقلاب اسلامی است.

ویژگی‌های کلیدی سبک رهبری قائد شهید امت در دوران پس از انقلاب، به ویژه در مواجهه با چالش‌های ملی و بین‌المللی، کدامند؟

سبک رهبری شهید امام خامنه‌ای در چند ویژگی قابل تحلیل است. نخست، نگاه راهبردی و بلندمدت و دوراندیشانه است. بسیاری از مواضع و تصمیمات ایشان در چارچوب یک نگاه کلان به آینده نظام و تحولات منطقه‌ای و جهانی اتخاذ می‌شود. دوم، تأکید بر مقاومت و حفظ هویت و استقلال در برابر فشارهای خارجی و استکبار جهانی است. در دوره‌های مختلف از جنگ تحمیلی تا تحریم‌های اقتصادی، این رویکرد به عنوان یکی از عناصر ثابت در سیاست‌های کلان کشور دیده می‌شود.

سوم، توجه به ظرفیت‌های داخلی است. ایشان همواره بر تقویت توان علمی، اقتصادی و فرهنگی کشور از درون تأکید داشته‌اند و پیشرفت را در اتکا به توان ملی و اقتصاد مقاومتی قائل هستند. چهارم، ارتباط مستمر با نخبگان و اقشار مختلف جامعه است. دیدارهای مستمر و گسترده با دانشجویان، علما، هنرمندان، کارگران و دیگر گروه‌های اجتماعی نشان‌دهنده تلاش برای حفظ پیوند میان رهبری و جامعه است.

در مجموع، سبک رهبری ایشان ترکیبی از ثبات در اصول و انعطاف در روش‌ها دانسته می‌شود؛ به این معنا که در حفظ ارزش‌های بنیادین انقلاب تأکید جدی وجود دارد، اما در شیوه‌های اداره امور و مواجهه با شرایط متغیر، از رویکردهای متنوع و متناسب با شرایط استفاده می‌شود.

در پایان مایلم بخشی از پیام رهبری معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای در۲۰ فروردین ۱۴۰۵ راجع برخی خصوصیت ویژه رهبر شهید اشاره دارد، یادآوری کنم: «یک هنر بزرگ رهبر شهید که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، هنر تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار و روحیات و عواطف توده‌های عظیم مردم و گروههای اجتماعی بود.». «هنر دیگر ایشان اقدام به قدرتمندسازی ساختار نظامی کشور بود که ملت ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر از آثار مثبت آن مطّلع و بهره‌مند شدند. همچنین قدرت ابداع و ابتکار در ابعاد مختلف اعم از علمی و راهبردی و سیاستگذاری، از دیگر هنرهای ایشان بود که شمّه‌ای از آن در تدوین سیاستهای کلی نظام منعکس میباشد. و نیز قدرت خلق معانی از طریق ساخت به‌هنگام واژگان و ترکیب‌های بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد و از آن، گفتمان عمومی عمل می‌آمد. و از جمله، هنری که در اثر صیقل خوردن روح بلند ایشان در شداید و امتحانات و ابتلائات و به‌خاطر صبر و استقامت در مسیر حق حاصل شده بود، هنر پیش‌بینی حوادث دوردست بود که اَلمُؤمِنُ یَنْظُرُ بِنورِ الله».

جمع‌بندی: بی تردید «حجاب معاصرت» مانع از شناخت بهنگام و شایسته شخصیت، اندیشه، سیره و سبک زندگی شهید امام خامنه ای شده و بازشناسی آن زمان خواهد برد. اما آنچه در سیره و اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی مشاهده می‌شود، منظومه‌ای جامع و منسجم از ایمان، معرفت، مقاومت، دوراندیشی راهبردی و تربیت دینی اجتماعی است که طی چهار دهه گذشته به شکل‌گیری گفتمان‌های مؤثر در حیات انقلاب اسلامی انجامیده است.

از تربیت خانوادگی و شکل‌گیری شخصیت علمی و انقلابی در جوانی تا تبیین نظریه ولایت فقیه و هدایت جامعه در مقاطع حساس تاریخی، همگی نشان‌دهنده جایگاه بی‌بدیل ایشان در تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام است. از همین رو، معرفی دقیق این شخصیت جامع‌الاطراف و تبیین اندیشه‌ها، گفتمان‌ها و تجربه‌های مدیریتی ایشان برای نسل جوان یک ضرورت فرهنگی و تاریخی به شمار می‌آید؛ ضرورتی که در شرایط کنونی و در میانه «جنگ تحمیلی سوم» اهمیت بیشتری یافته است. آشنایی عمیق نسل جدید با این میراث فکری می‌تواند زمینه‌ساز استمرار روحیه مقاومت، خودباوری و حرکت به سوی آینده‌ای باشد که در افق آن، آرمان‌های انقلاب اسلامی و مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی دنبال می‌شود.

درس‌هایی چون استقلال فکری، هم‌راستی با ارزش‌های دینی و انقلابی، توجه به ظرفیت و قدرت ایران اسلامی و هویت جهان اسلام و پیوند عمیق میان مردم و رهبری، مبانی نظریه ولایت فقیه و سبک رهبری راهبردی و مقاومتی، همگی بیانگر نقشه راهی است که رهبر معظم انقلاب برای استمرار و بسط اهداف انقلاب اسلامی ترسیم کرده‌اند. این دیدگاه‌ها، چراغ راه آینده امت و پاسخی عملی به تحولات جهان و چالش‌های داخلی است.

در نهایت، میراث فکری و عملی رهبر شهید، پاسداری از مبانی ایمان، مقاومت در برابر تهدیدات و گسترش فرهنگ و هویت اسلامی و ایرانی است که راهگشای نسل‌های آینده درمسیر تحقق تمدن نوین اسلامی خواهد بود.

 

اخبار مرتبط

نظرات ارسالی
تایید شده : 0 در انتظار تایید : 0