امروز: 1405/3/7 May, 20:34:38 | بعد از ظهر

قـم نـما

پایگاه خبری تحلیلی

  • کد خبر : 47098
  • انتشار : 1405/1/23 10:49:26
  • دسته خبری : یادداشت و سرمقاله
به گزارش قم نما

از «عصر حجر» تا بربریت مدرن؛ کارکرد سیاسی و روانی یک تهدید

از «عصر حجر» تا بربریت مدرن؛ کارکرد سیاسی و روانی یک تهدید

تهدید به «بازگرداندن ایران به عصر حجر» از سوی رییس‌جمهور آمریکا، بیش از آنکه یک گزاره نظامی باشد، یک ابزار روانی–سیاسی برای جنگ ادراکی، فشار دیپلماتیک و بازتعریف ذهنیت افکار عمومی جهانی است؛ اما در عمل، چنین ادبیاتی می‌تواند به جای تضعیف ایران، به افول اعتبار گفتمان غربی و تقویت تصویر مقاومت ملی منجر شود.

به گزارش قم نما به نقل از ایرنا قم ، حجت‌الاسلام و المسلمین محمود شفیعی مدرس علوم سیاسی دانشگاه مفید قم در یادداشتی نوشته است: ادبیاتی که از سوی مقامات آمریکایی در قالب تهدید به نابودی زیرساخت‌ها و بازگرداندن یک کشور به «عصر حجر» مطرح می‌شود، در وهله نخست یک ابزار جنگ روانی است؛ ابزاری برای القای ترس، ایجاد تردید در تصمیم‌سازی سیاسی و فشار بر افکار عمومی داخلی و خارجی. این نوع ادبیات در چارچوب سیاست «صلح از طریق قدرت» قابل تحلیل است؛ راهبردی که تلاش می‌کند با نمایش قدرت حداکثری، طرف مقابل را به پذیرش خواسته‌های یک‌جانبه وادار کند؛ در این چارچوب، نقش رسانه و تهدیدهای لفظی، مکمل فشارهای اقتصادی و سیاسی است تا میدان مذاکره از «تعادل» خارج و به سمت «تسلیم» سوق داده شود. تناقض در ادعای تمدن؛ وقتی زبان سیاست به خشونت نزدیک می‌شود نکته مهم‌تر در این میان، تناقض میان ادعای دفاع از تمدن مدرن و استفاده از ادبیات آشکارا خشونت‌بار است. هنگامی که رئیس‌جمهور یک کشور مدعی رهبری جهان متمدن، از نابودی کامل زیرساخت‌های یک ملت سخن می‌گوید، این پرسش جدی مطرح می‌شود که مرز میان تمدن و بربریت کجاست. چنین ادبیاتی نه تنها مشروعیت اخلاقی گوینده را تضعیف می‌کند، بلکه در سطح افکار عمومی جهانی نیز تصویری معکوس ایجاد می‌کند؛ به گونه‌ای که «تمدن مدرن» به جای عقلانیت، با خشونت بازنمایی می‌شود؛ در این چارچوب، نام دونالد ترامپ به عنوان نماد این نوع ادبیات، در ذهن بخش‌هایی از افکار عمومی با رویکردی تقابلی و غیر دیپلماتیک گره می‌خورد. ایران و سرمایه اجتماعی مقاومت یکی از عوامل کلیدی در خنثی‌سازی این نوع فشارها، سرمایه اجتماعی و انسجام داخلی است. به باور او، در بزنگاه‌های تاریخی، حضور و همبستگی مردم، مهم‌ترین عامل بازدارنده در برابر تهدید خارجی است. قدرت واقعی یک کشور تنها در تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه در پیوند میان مردم، دولت و نهادهای حاکمیتی معنا پیدا می‌کند؛ پیوندی که می‌تواند حتی سنگین‌ترین فشارهای سیاسی را بی‌اثر کند. جنگ ادراکی در نظام بین‌الملل در سطح بین‌المللی نیز، این نوع ادبیات تهدیدآمیز پیامدهای دوگانه دارد: از یک سو تلاش برای ایجاد اجماع علیه ایران، و از سوی دیگر افزایش حساسیت افکار عمومی نسبت به استانداردهای دوگانه در سیاست جهانی. در این میان، کشورهایی که هدف چنین تهدیدهایی قرار می‌گیرند، می‌توانند با اتکا به دیپلماسی فعال و روایت‌سازی رسانه‌ای، تصویر متفاوتی از خود ارائه دهند؛ تصویری که در آن، «مقاومت در برابر زور» جایگزین «انفعال در برابر فشار» می‌شود. در نهایت، از نگاه بنده، تهدید به بازگرداندن یک کشور به «عصر حجر» بیش از آنکه یک سناریوی عملی باشد، نشانه‌ای از تغییر ماهیت جنگ‌های جدید از میدان نظامی به میدان ادراک و رسانه است. با این حال، تجربه نشان داده است که چنین ادبیاتی اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت ابزار فشار باشد، در بلندمدت می‌تواند به فرسایش اعتبار گفتمان صادرکننده آن و تقویت روایت رقیب منجر شود؛ روایتی که بر استقلال، مقاومت و بازتعریف مفهوم تمدن در جهان امروز تاکید دارد. گفتنی است: رژیم صهیونیستی و آمریکا روز شنبه ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ در حالی حوالی ساعت ۹:۴۰ صبح حملات گسترده‌ای علیه مناطقی در مرکز تهران را آغاز کردند که دور چهارم مذاکرات ایران و ایالات متحده پس از جنگ ۱۲ روزه، در ژنو و به میزبانی سلطنت عمان در حال برگزاری بود. اما ایستادگی نظام و ملت و رشادت نیروهای نظامی کشورمان دشمن زبون را در تحقق اهداف شوم خود ناکام و زمین‌گیر کرد تا در نهایت مجبور به پذیرش آتش‌بس بر اساس شروط ایران شد اما بار دیگر بدعهدی خود را نشان داد و مذاکرات اسلام‌آباد را با تکرار خواسته‌های زیاده‌خواهانه به شکست کشاند.

اخبار مرتبط

نظرات ارسالی
تایید شده : 0 در انتظار تایید : 0