نشاط مظلوم

قم نما /جامعه امروز ما بیش از گذشته، ضرورت نشاط را یافته است؛ اما گاهی در دست یابی به آن، بیراهه رفته و «شادمانی» را جایگزین نشاط می‌کند؛خنده، خندیدن، طنز و فکاهی همگی مصداق «شادمانی» هستند امّا شادی در مقایسه با «نشاط» عُمر و دوام کمتری دارد، شادی؛ لحظه ای و زودگذر است اما نشاط؛ عمیق، مفرح روح، ضد افسردگی ، معنا بخش زندگی و پویا گر آدمیست.

جامعه امروز ما بیش از گذشته، ضرورت نشاط را یافته است؛ اما گاهی در دست یابی به آن، بیراهه رفته و «شادمانی» را جایگزین نشاط می‌کند؛خنده، خندیدن، طنز و فکاهی همگی مصداق «شادمانی» هستند امّا شادی در مقایسه با «نشاط» عُمر و دوام کمتری دارد، شادی؛ لحظه ای و زودگذر است اما نشاط؛ عمیق، مفرح روح، ضد افسردگی ، معنا بخش زندگی و پویا گر آدمیست.

به عبارت دیگر تبسم و گشاده رویی که از معیارهای شادمانیست با وجود «نشاط» درونی، ماندگار و عمیق است. احساس نشاط در آدمی، از  پدیده ای که از نظر وی معنادار ، بزرگ و ارزشمند است اتفاق می افتد برای همین است که افراد زیادی اذعان می‌کنند که بعد از عبادت و یا شرکت در مراسم روضه و گریه بر مصائب اباعبدالله الحسین (ع) احساس خوشایند سبکی در قلب به آنها دست می‌دهد و  یکی از مصادیق مهم نشاط، احساس سبکی در قلب  و تخلیه ذهن  از بار افکار منفی است. این احساس نشاط،  بعد از گریستن در مراسم عزای سید الشهداء عجیب نیست، چون برای مصائب انسان بزرگی چون امام حسین (علیه السلام) اشک‌ها جاری شده‌اند و در ناخودآگاه ذهن، هدف قیام، بسیار ارزشمند بوده است. بنابراین  میزانِ تاثیر یک احساسِ بر نشاط روحی، به ارزشمندی آن احساس است و ارزشِ احساس به این است که برای چه چیزی یا چه کسی خرج می‌شود.

احساس شادمانی برای اعیاد و میلاد اهل بیت علیهم السلام  نیز به همین میزان می‌تواند نشاط را در آدمی برانگیزد. 

جامعه شیعی ایران، با اعتقاد به ۱۴ معصوم  و احترام و اکرام این بزرگان، ظرفیتی بزرگ در ایجاد نشاط اجتماعی دارد که متاسفانه از این فرصت و ظرفیت مغفول مانده و به حد تعادل از این گنج بهره نمی‌گیرد؛ و این غفلت بی آنکه که خود بخواهد ؛ مستمسک انتقادات بیگانگان می‌شود. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «شیعیان ما در شادی ما شاد و در مصیبت ما محزون هستند».

تکایا، مساجد، حسینه ها، مدارس، دستگاههای فرهنگی، افراد مذهبی و حتی جوانان کشور که به نوگرایی تمایل دارند، گرامیداشت روزهای شهادت و بویژه احیای محرم و صفر را تا حد زیادی بر خود لازم میدانند؛ اما برپایی اعیاد شعبانیه که ابتدایش با میلاد سه نور آغاز میشود و نیمه اش به میلاد امام عصر(عج الله ) و ولادت سه ساله کربلا حضرت رقیه (س)میرسد، هیچگاه در جامعه ما به بزرگی و جدیت ایام محرم و صفر نبوده است و یا عید بزرگی چون قربان که به عید الله اکبر، عید بزرگ غدیر میرسد و پس از آن میلادامام موسی بن جعفر علیه السلام است و کشور ما، فرزندان بسیاری از این امام همام را در قلب خود دارد، به اندازه بزرگی و عظمتش مورد بزرگداشت نیست. 

جامعه ما نیازمند این باور است که برپایی، هزینه و نذر برای مراسم جشن و مولودی ویژه امامان، در وصل انسان به مبدا نور و معنویت  عقب تر و کم  ثواب تر  از اقامه عزا برای این بزرگواران نیست. چه بسیار در مراسم میلاد و مولودی‌ها، جوانانی را دیده ایم که در حال کف زدن و همسرایی، از گوشه چشمشان اشک جاری می شود و این همان اشک شوق وصل و  نشاطیست که  به شکل شخصی، عرفانی و پیوند قلبی با نور اتفاق افتاده است. 

تا به این «یقین» نرسیم که اسلام، دین کاملی‌ است و  جذابیت های لازم و کافی را  برای جذب بیدار دلان و نشاط جامعه مسلمانان دارد، این نشاطِ مظلوم دینی، اجتماعی نمی شود.  یکی از مصادیق این یقین، ایجاد تعادل در جاذبه های دین  است‌.

یادداشت: سیده مریم طباطبایی ندوشن